به گزارش هرمزگان امروز، یک پژوهش علمی با مشارکت محققان دانشگاههای علوم پزشکی هرمزگان، مشهد و اردبیل، نحوه اجرای نظام پایش تب دنگی در هرمزگان را از دید مدیران، کارشناسان بهداشت عمومی و مسئولان استانی مورد ارزیابی قرار داده است.
این مطالعه توسط مهرداد صالحی، جواد مغری، احسان موسی فرخانی، امیر قاسمیان، سید سعید طباطبایی و الهه هوشمند انجام شده و نتایج آن ۲۴ مرداد ۱۴۰۵ برابر با ۱۵ اوت ۲۰۲۶ در نشریه بینالمللی Scientific Reports منتشر شده است.
پژوهشگران در مقدمه مقاله تأکید کردهاند که ایران در گذشته عمدتاً با موارد وارداتی تب دنگی مواجه بود، اما ثبت انتقال محلی این بیماری در استانهای جنوبی، بهویژه هرمزگان، پس از نخستین انتقال محلی تأییدشده در سال ۲۰۲۴، شرایط مراقبت و کنترل بیماری را تغییر داده است.

نظام پایش در حال عبور از «موارد وارداتی» به «انتقال محلی»
یکی از مهمترین یافتههای این پژوهش آن است که نظام مراقبت تب دنگی در ایران اکنون در مرحله گذار قرار دارد؛ به این معنا که ساختاری که پیشتر تمرکز اصلی آن بر شناسایی موارد واردشده از خارج کشور بود، باید برای شناسایی و کنترل انتقال در داخل کشور نیز آماده شود.
پژوهشگران پنج محور اصلی را در ارزیابی نظام پایش شناسایی کردهاند: سادگی و انعطافپذیری فرآیندها، کیفیت و یکپارچگی دادهها، محدودیتهای تشخیص زودهنگام و فرآیند آزمایشگاهی، پوشش جمعیتی و واکنش سریع، و در نهایت پایداری نظام و نحوه استفاده از اطلاعات جمعآوریشده.
بر اساس دیدگاه افراد مشارکتکننده در مطالعه، یکی از مشکلات اصلی، فعالیت سامانههای گزارشدهی موازی و یکپارچه نبودن کامل جریان اطلاعات است.
در چنین شرایطی، دادههای مربوط به بیماران ممکن است میان بخشها و سامانههای مختلف توزیع شود و دسترسی سریع به تصویری جامع از وضعیت بیماری را دشوار کند؛ مسئلهای که میتواند بر سرعت تشخیص، پیگیری و واکنش به موارد مشکوک و قطعی اثرگذار باشد.
مشارکت محدود بخش خصوصی نیز از دیگر چالشهای مطرحشده در مطالعه است. از آنجا که بخشی از بیماران ممکن است ابتدا به مطبها، درمانگاهها یا آزمایشگاههای خصوصی مراجعه کنند، همکاری ناکافی این بخش با شبکه مراقبت میتواند موجب ناقص ماندن فرآیند ثبت و پیگیری برخی موارد شود.

تشخیص زودهنگام؛ یکی از نقاط حساس نظام مراقبت
یکی دیگر از محورهای اصلی مطالعه، محدودیتهای مربوط به تشخیص زودهنگام بیماری است.
برخی مشارکتکنندگان به احتمال مشاهده نتایج منفی کاذب در تستهای تشخیصی سریع در مراحل اولیه بیماری اشاره کردهاند؛ موضوعی که در صورت اتکای صرف به یک آزمایش اولیه و نبود پیگیری مناسب، میتواند تشخیص برخی بیماران را به تأخیر بیندازد.
پژوهش همچنین نشان میدهد تشخیص بالینی اولیه و نحوه هدایت بیمار در مسیر آزمایشگاهی، بخش مهمی از عملکرد نظام مراقبت را تشکیل میدهد و تقویت ظرفیت تشخیص زودهنگام میتواند به افزایش حساسیت نظام پایش کمک کند.
در مقابل، وجود آزمایشگاههای مرجع بهعنوان یکی از نقاط قوت نظام مراقبت مطرح شده و برخی ابتکارهای محلی اجراشده در هرمزگان نیز از سوی مشارکتکنندگان موفق ارزیابی شدهاند.
زیرساخت دیجیتال؛ ظرفیت مهم اما آسیبپذیر
ناپایداری زیرساختهای دیجیتال از دیگر مسائل مورد اشاره مشارکتکنندگان بوده است.
در نظام مراقبت از بیماریهای واگیر، سرعت انتقال اطلاعات اهمیت بالایی دارد و اختلال در سامانههای الکترونیکی میتواند روند ثبت، گزارشدهی و تصمیمگیری را با تأخیر مواجه کند.
پژوهشگران تقویت سیستمهای گزارشدهی دیجیتال و یکپارچهسازی بهتر دادهها را از جمله اقداماتی دانستهاند که میتواند سرعت واکنش نظام سلامت را افزایش دهد.
مهاجران؛ حلقه حساس پایش تب دنگی در هرمزگان
پوشش ناکامل جمعیتهای مهاجر و آسیبپذیر نیز در این مطالعه بهعنوان یکی از چالشهای نظام پایش مطرح شده است.
این موضوع برای هرمزگان اهمیت ویژهای دارد؛ چراکه استان به دلیل موقعیت جغرافیایی، ارتباطات دریایی و جابهجایی گسترده جمعیت، در برابر بیماریهای منتقله از ناقل دارای موقعیتی حساس است.
از نگاه مشارکتکنندگان، خارج ماندن بخشی از جمعیتها از شبکه مراقبت میتواند کامل بودن دادهها و امکان شناسایی سریع زنجیره انتقال را کاهش دهد.
ظرفیت واکنش سریع وجود دارد، اما پایداری آن مهم است
در کنار چالشها، پژوهشگران وجود پوشش جمعیتی گسترده و ظرفیت واکنش سریع را از نقاط قوت نظام موجود عنوان کردهاند.
با این حال، یافتههای مطالعه نشان میدهد ادامه این ظرفیت در بلندمدت به هماهنگی میان بخشهای مختلف، پایداری زیرساختها و استفاده مؤثرتر از دادههای جمعآوریشده وابسته است.

این مطالعه از نوع کیفی گذشتهنگر بوده و در فوریه و مارس ۲۰۲۵ در استان هرمزگان انجام شده است.
پژوهشگران با ۱۹ نفر از مدیران ارشد و میانی، کارشناسان بهداشت عمومی و مسئولان استانی مصاحبههای نیمهساختاریافته انجام دادهاند. انتخاب افراد بهصورت هدفمند و با بیشترین تنوع انجام شده و مصاحبهها تا رسیدن به اشباع داده ادامه یافته است.
تحلیل دادهها بر اساس چارچوب ارزیابی نظامهای مراقبت مراکز کنترل و پیشگیری از بیماریهای آمریکا (CDC) انجام شده و مؤلفههایی مانند سادگی، کیفیت دادهها، پذیرش نظام، حساسیت شناسایی، پوشش جمعیتی و سرعت گزارشدهی مورد بررسی قرار گرفتهاند.
پژوهشگران برای تحلیل دادههای کیفی از نرمافزار MAXQDA ۲۰۲۰ استفاده کردهاند و اعتبار یافتهها نیز بر اساس معیارهای Lincoln و Guba بررسی شده است.
نتایج را نباید به آمار شیوع تعبیر کرد
با توجه به روش انجام این تحقیق، یافتهها بیانگر تجربه و برداشت مدیران و کارشناسان درگیر در اجرای نظام مراقبت است و آمار شیوع تب دنگی در هرمزگان یا ارزیابی مستقیم عملکرد تمامی مراکز بهداشتی و درمانی استان محسوب نمیشود.بنابراین نتایج این مطالعه بیشتر تصویری از نقاط قوت، ضعفها و تجربه اجرایی نظام مراقبت ارائه میدهد و برای اندازهگیری دقیق میزان شیوع یا کارایی کمی نظام پایش، مطالعات دیگری مورد نیاز است.
پژوهشگران در جمعبندی تأکید کردهاند تقویت یکپارچگی نظام مراقبت، توسعه گزارشدهی دیجیتال، افزایش ظرفیت تشخیص زودهنگام و گسترش همکاری میان بخشهای مختلف میتواند سرعت شناسایی، پوشش جمعیتی و آمادگی نظام سلامت برای مقابله با تب دنگی را بهبود دهد.
منبع پژوهش: Scientific Reports، منتشرشده در ۲۴ مرداد ۱۴۰۵ ـ مشاهده مقاله






